کارشناس می گوید ، تلاطم خاورمیانه تا زمانی که “مشکلات ژنتیکی” آن حل نشود ، پایان نخواهد یافت

یک کارشناس اسرائیلی فکر می کند ، در حالی که به نظر می رسد برخی از کشورها بدون آسیب از بهار عربی آسیب دیده اند ، اما زمان کافی است که یک آشوب جدید درهای منطقه را بزند.

ده سال می گذرد که محمد بوعزیزی خود را روشن کرد و تظاهرات گسترده ای را در تونس و تعدادی دیگر از کشورهای عربی آغاز کرد ، جایی که توده ها خشم خود را از مقامات به دلیل عدم اصلاحات سیاسی و اقتصادی و احساس عمومی بی عدالتی و نابرابری خاموش کردند. .

آنچه به عنوان بهار عربی شناخته شد منجر به سرنگونی دولتهای تونس ، مصر ، لیبی و یمن شد. این سر مراکش ، بحرین و اردن را لرزاند و هنوز هم بر قدرت رئیس جمهور بشار اسد در سوریه سایه افکنده است.

مشکلات ژنتیکی خاورمیانه

برخی از کشورهای منطقه تا حدود زیادی تحت تأثیر آشوب های ناشی از شورش های بهار عربی قرار نگرفتند و دکتر مردخای کیدار ، یکی از کارشناسان برجسته خاورمیانه در اسرائیل ، می گوید کسانی که موفق به فرار شدند ، موفق به انجام این کار شدند زیرا “از نظر ژنتیکی منطقه رنج نمی بردند. چالش ها و مسائل”.

متخصص با “مشکلات ژنتیکی” به توافق نامه سایکس-پیکو در سال 1916 اشاره می کند که مناطق امپراتوری بیمار عثمانی را بین فرانسه ، انگلیس و تا حدودی ایتالیا و امپراتوری روسیه تقسیم می کند.

“این مرزها برای تأمین منافع اروپا مشخص شده است ، نه مرزهای محلی و نتیجه این شد که این کشورها از نظر مردم خود تا حد زیادی غیرقانونی شده اند”.

اما “نامشروع بودن مرزها” تنها مشکل آنها نبود.

قدرت های اروپایی با ترسیم نقشه ها بر اساس ترجیحات خود شرایطی را ایجاد کردند که در نهایت اعضای یک قومیت بین چند منطقه تقسیم می شدند یا گروه های رقیب محکوم به نشستن در اطراف همان آتش سوزی بودند.

این مورد در مورد عراق وجود داشت ، جایی که سه گروه قومی در یک دولت قرار گرفتند و در مورد سوریه نیز چنین بود – اکنون محل زندگی عرب ها ، کردها ، ترکمن ها ، چرکسی ها و سایر اقوام است.

“این جوامع ناهمگن هستند و هنگامی که شما ترکیبی از مذاهب و قومیت ها داشته باشید [that very often don’t see eye to eye with one another]، تعجب آور نیست که آنها به جنگ با یکدیگر ادامه می دهند. این کارشناس استدلال کرد ، اگرچه آنها موفق به ایجاد یک کشور شدند ، اما نتوانستند وفاداری قبلی مردم را جایگزین کنند و به همین دلیل است که آنها هرگز ملت نمی شوند.

آسیب ندیده

سناریوی کاملاً متفاوتی در خلیج فارس اجرا شد ، جایی که اکثر ایالت ها در اثر تحولات بهار عربی نسبتاً آسیب ندیدند.

قطر و امارات متحده عربی موفق شدند طوفان را تقریباً آسیب نبینند ، در حالی که عربستان سعودی که ابتدا توسط اعتراضات گسترده متزلزل شده بود ، در نهایت باعث مهار آنها شد و اجازه داد آنها از کنترل خارج شوند.

“قطر یک طایفه است و دبی نیز پشت سر خانواده آل مکتوم یا ابوظبی تحت سلطه سلسله آل نهیان متحد است. به همین دلیل است که حاکمان آنها عمدتا توسط توده ها حمایت می شوند”.

این حمایت همچنین به دلیل ذخایر زیادی از انرژی که در دهه های 1950 و 1970 در این ایالت ها کشف شد و همچنین این واقعیت که رهبری در این کشورها از این پول نقد برای منافع مردم خود استفاده کرده بود ، تا حدی امکان پذیر بود.

“نفت خوشبختی نمی خرد. لیبی و عراق دارای ذخایر زیادی نیز هستند اما آنها کشورهای شکست خورده ای هستند. این همه در مورد مشروعیت مرزها و حاکمان است.”

این کارشناس می گوید ، مشکل این است که بسیاری از رهبران در خاورمیانه هنوز درسی را که بهار عربی به آنها داده است یاد نگرفته اند.

در حالی که این منطقه اصلاحات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی زیادی را شاهد بوده است ، كیدار معتقد است كه اینها برای تغییر ماهیت خاورمیانه كافی نیست.

وی افزود: “حتی كشورهایی كه از بهار عربی جان سالم به در بردند در برابر حوادث مصون نیستند. اینها می آیند و می روند. تا زمانی كه مشكلات ژنتیكی خاورمیانه حل نشده باقی نخواهد ماند و این بدان معنی است كه موج دیگر فقط یك مسئله زمان است.”

نظرات و نظرات بیان شده در مقاله لزوماً نظرات اسپوتنیک را منعکس نمی کند.