ژورنو می گوید: “نارضایتی عمیق از نئولیبرالیسم” به رای گیری علیه قانون اساسی دوران پینوشه دامن زد.

در 25 اکتبر سال 2020 ، مردم شیلی با اکثریت قاطع رای خود را به جایگزینی قانون اساسی تحمیل شده توسط دولت کودتای ژنرال آگوستو پینوشه ، که نمایانگر تمایل به شکستن از سیاست های نئولیبرالی است که برای چهل سال گذشته کشور را آزار داده است ، یک انگلیس-شیلی مستندساز به اسپوتنیک می گوید.

پابلو ناوارته روزنامه نگار و مستندساز در 4 نوامبر 2020 ، پنجاهمین سالگرد انتخاب سالوادور آلنده ، رهبر سوسیالیست به عنوان رئیس جمهور شیلی ، گفت اسپوتنیک که چارچوب پیشنهادی که خواستار جایگزینی قانون اساسی شیلی بود بدون اعتراضات گسترده خیابانی ، از طبقات مختلف ، منعکس کننده نارضایتی عمیق از نئولیبرالیسم و ​​قانون اساسی اعمال شده توسط دولت کودتای ژنرال آگوستو پینوشه در 1980 بود.

آقای Navarrete ، گزارشگر انگلیسی-شیلیایی ، همچنین بنیانگذار و دبیر مشترک www.alborada.net است که در زمینه سیاست ، رسانه و فرهنگ آمریکای لاتین تمرکز دارد و سردبیر مجله آلبورادا و بنیانگذار و سردبیر مشترک فیلم های آلبورادا.

اسپوتنیک: پس از سرنگونی دولت منتخب سالوادور آلنده ، ژنرال آگوستو پینوشه چه تغییری در قانون اساسی شیلی ایجاد کرد؟

پابلو ناوارته: دیکتاتوری پینوشه مورد حمایت ایالات متحده آمریکا بین سالهای 1973 و 1990 نزدیک به 17 سال به طول انجامید. این مسئول قتل ، زندان ، شکنجه و تبعید اجباری دهها هزار نفر بود. از طریق تروریسم دولتی ، پینوشه جامعه شیلی را کاملاً دگرگون کرد و این کشور به اولین آزمایشگاه در جهان برای آزمایش سیاست های اقتصادی بنیادین “نئولیبرال” ساخته شده توسط میلتون فریدمن ، اقتصاددان راستگرای آمریکایی ، که دانش آموزانش در شیلی به عنوان “پسران شیکاگو” معروف شدند ، با او در دانشگاه شیکاگو تحصیل کرد.

این سیاست ها شامل خصوصی سازی عمده بخشهای اقتصادی بود که قبلاً توسط دولت اداره می شد ، در مناطقی مانند بهداشت ، آموزش ، خدمات عمومی و بخشهای صنعت معدن مس ، که پایه اصلی درآمد صادرات شیلی را تأمین می کند. به عنوان مثال ، در ژوئیه 1971 دولت Salvador Allende’s Popular Unity قانونی را پیشنهاد داد که به اتفاق آرا در کنگره تصویب شد تا صنعت معدن مس را ملی کند. این قانون جدید قانون اساسی سال 1925 را که در آن زمان لازم الاجرا بود ، اصلاح و معدنکاری را با هدف استفاده از آن برای توسعه جامعه ، به عنوان مسئولیت دولت اعلام کرد. با این حال ، در دوره پینوشه ، این بخش تقریباً به طور کامل با این رویکرد نئولیبرال در بخش تحکیم بخش در قانون اساسی 1980 خصوصی شد.

بنابراین قانون اساسی 1980 ، که در یک همه پرسی تقلبی و بدون ثبت نام انتخابات تصویب شد ، راهی برای پینوشه برای نهادینه کردن تعدادی از ترتیبات اقتدارگرا اقتصادی و سیاسی بود که در مورد کشور ایجاد کرده است. قانون اساسی دیکتاتوری توسط خیمه گوزمان ، مشاور اصلی پینوشه و ایدئولوگ راست افراطی تحت تأثیر Franco’s Spain تهیه شد و نقش غالب بخش خصوصی را در مرکز اقتصاد ثبت کرد. برای رهایی از این شکل شدید نئولیبرالیسم به جامعه شیلی ، خلاص شدن از قانون اساسی قبل از کودتای 1973 علیه دولت سوسیالیست آلنده ضروری بود.

اسپوتنیک: چه کسی نیروهای اصلی این فشار برای لغو و جایگزینی قانون اساسی دوران پینوشه را داشته است؟

پابلو ناوارته: اولاً ، نتیجه طرح انحصاری 25 اکتبر به نفع جایگزینی قانون اساسی پینوشه ، بسیاری از جمله بیشتر نظرسنجی ها را متعجب کرد. من فکر می کنم حتی خوش بین ترین طرفداران این آوروبه گزینه (تصویب) تعجب کرد که 78.3 درصد به استقرار قانون اساسی جدید رأی دادند. من فکر می کنم این رقم بالا گویای میزان نارضایتی از الگوی نئولیبرالی جامعه است که از زمان دیکتاتوری پینوشه در حال حاضر است. حتی اگر برخی از شدیدترین اشکال سرکوب دولتی مانند کشتار گسترده و ناپدیدشدن دیگر سیاست دولت نیست ، از زمان آغاز قیام در اکتبر گذشته ، سطح سرکوب نیروهای معترض پینرا علیه معترضان کاملاً تکان دهنده بوده است. بسیاری موارد نقض حقوق بشر را که تحت پینوشه مرتكب شده است ، موازی كرده اند.

اکنون از نظر نیروهای تحت فشار برای ایجاد قانون اساسی ، معترضان بیش از یک سال در خیابان ها در وادار کردن طبقه سیاسی شیلی به این خواسته نقش اساسی داشته اند. مهم است که بگوییم این جنبش اجتماعی قدرتمند خیابانی دارای م significantلفه قابل توجهی از افراد در فقیرترین و مستثنی ترین بخشهای شیلی است. آنها بخش مهمی از La Primera Linea (خط مقدم) که در تلویزیون و عکس ها می بینید بیشترین ضرب و شتم پلیس ، گاز اشک آور ، آب پاش و مواردی از این دست را دریافت می کند. اما تعداد زیادی از دانشجویان و دانشجویان طبقه متوسط ​​نیز در آن شرکت می کنند. هرگز چنین جنبش خودجوش قوی وجود نداشته است که به هیچ رهبری خاصی پاسخ ندهد. این خیزش در شیلی یک چیز منحصر به فرد و جدید است و نمی توان گفت فقط یک جنبش چپ علیه یک رئیس جمهور راستگرای است.

جنبش خیابانی همچنین حاوی سطح قابل توجهی از رد احزاب سیاسی موجود در شیلی ، حتی آنهایی است که در جناح چپ شناخته می شوند. این چیزی بود که من وقتی در شیلی حضور داشتم و در ماه فوریه در حال ساخت یک مستند جدید درباره سیاست شیلی و تاریخچه خانواده خودم بودم ، آن را احساس کردم.

این احساس طبقاتی ضد سیاسی را می توان در نتیجه مهم دوم جمع بندی دید که 79 درصد رأی دهندگان تصمیم گرفتند قانون اساسی جدید توسط یک نهاد منتخب مردمی تنظیم شود ، به این معنی که هیچ قانونگذار فعالی نمی تواند در این روند دخیل باشد. این گزینه جایگزین قانون اساسی را تشکیل می داد که توسط هیأت 50٪ اعضای کنگره تشکیل شده بود.

اما مطمئناً بسیاری از فعالان حزب چپ ، به ویژه جوانان ، در اعتراضات خیابانی شرکت می کنند.

ریشه های نارضایتی از نئولیبرالیسم و ​​قانون اساسی پینوشه عمیق است. انتقال مذاکره به دموکراسی از سال 1990 مورد انتقاد گسترده بخشهای مهم چپ در آن زمان قرار گرفت و از حداقل سال 2000 ، چندین مبارزات مهم تک موضوعی علیه جنبه های مدل شیلی انجام شده است ، شاید مهمترین تعداد قیام های دانشجویی به نفع آموزش رایگان ، که بزرگترین آن بین سالهای 2011 و 2013 انجام شده است.

علی رغم عذرخواهی نمونه در مطبوعات و دولت های غربی ، هر کسی که توجه کند می توانست ببیند که نارضایتی یک زودپز است که منتظر منفجر شدن است. این انفجار در اکتبر سال 2019 اتفاق افتاد ، به طور کلی به دلیل افزایش شارژ مترو ، اما در واقع این کاه بود که کمر شتر را شکست. مردم به سادگی کافی داشتند.

شیلی به نقطه اوج خود رسید و دولت پینرا هرگز احساس نمی کرد که بدون این جنبش اعتراض خیابانی قدرتمند که ایجاد شده است ، به خواسته های جایگزینی قانون اساسی پینوشه تن دهد. همچنین مهم است که بگوییم تاکتیک های اقدام مستقیم جنبش خیابانی در اجبار امتیازات طبقات سیاسی بسیار مثر بود.

اسپوتنیک: چرا اکنون این اتفاق می افتد و چه دلیلی دارد که این جنبش مشروطه خواهی به این نقطه رسیده است؟

پابلو ناوارته: فراخوان جایگزینی قانون اساسی پینوشه و ایجاد یک مجلس م constسسان برای پیش نویس جایگزینی در شیلی چیز جدیدی نیست. اما بزرگی قیام شیلی – که به آن اشاره می شود ال استالیدو (انفجار) – سرانجام این امر را به طبقه سیاسی وادار كرد كه موافقت كرد به عنوان یك گزینه عمدتاً به عنوان یك سازوكار بقا اجازه دهد و به این امید كه از طریق برخی محدودیت هایی كه در این روند ایجاد كرده اند ، می توان تغییر اساسی در سیستم ایجاد كرد. خنثی شده

به عنوان مثال ، کنگره شیلی اصلاحات مختلفی را در قانون اساسی موجود تصویب کرد تا روند قانون اساسی جدید امکان پذیر شود. یکی از آنها ماده 135 است که می گوید قانون اساسی جدید نمی تواند تعهدات کشور را تحت توافق نامه های تجارت آزاد موجود نادیده بگیرد. به نظر می رسد این یک تلاش گستاخانه برای محصور کردن نئولیبرالیسم و ​​ایجاد تقابل بین کسانی است که خواهان ریشه های دموکراسی واقعی در شیلی و کسانی هستند که خواهان تغییرات آرایشی در سیستم هستند. برخی از بخشهای راست به قانون اساسی جدید رای دادند ، امیدوارند که بتوانند نتیجه نهایی آن را تحت تأثیر سندی که واقعاً منافع نخبگان شیلی را تهدید می کند ، تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل است که فکر می کنم ادامه بسیج های خیابانی بسیار مهم است زیرا بدون اینها ، کسانی که سعی در جلوگیری از تغییرات واقعی دارند جسارت بیشتری خواهند یافت.

اسپوتنیک: نقشی را که ایالات متحده و انگلیس در کمک به ایجاد اوضاع اقتصادی و سیاسی ای که مردم شیلی در آن قرار دارند ، توضیح دهند؟

پابلو ناوارته: خوب ، نقش اساسی دولت ایالات متحده در تلاش برای جلوگیری از روی کار آمدن آلنده ، خرابکاری در دوره ریاست جمهوری وی و حمایت از نیروهایی که سرانجام وی را سرنگون کردند ، کاملاً مستند است. اخیراً ، اطلاعات جدیدی در مورد نقش ضد دموکراتیک انگلستان در این دوره منتشر شده است. کاملاً مشهور است که مارگارت تاچر متحد قوی پینوشه بود و مدل نئولیبرالی که از سال 1973 به بعد با چنین وحشیانه ای به جامعه شیلی وادار شد به عنوان آزمایشگاهی برای حق در مکانهایی مانند انگلیس و ایالات متحده عمل کرد. امروز دولت پینرا در کنار دیگر دولت های راست افراطی منطقه مانند بولسونارو در برزیل و دوکه در کلمبیا متحدان اصلی ایالات متحده و انگلیس هستند. به عنوان مثال دولت انگلیس علی رغم گزارشات وحشتناک نقض حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی ، میلیون ها پوند سلاح و تجهیزات کنترل جمعیت را به دولت شیلی می فروشد.

تصور می کنم هم انگلیس و هم ایالات متحده در پشت صحنه نسبت به احتمال تغییر وضعیت موجود در شیلی واکنش عصبی و ترس نشان داده اند. و من تعجب می کنم اگر آنها برای حمایت از تلاش برای جلوگیری از تغییرات دموکراتیک همه تلاش خود را نمی کنند.

نئولیبرالیسم در شیلی به دنیا آمد و در شیلی خواهد مرد. »این یک فریاد تجمع جنبش در خیابان ها شده است. من می خواهم فکر کنم که نتیجه انحصارطلبی در شیلی به یک نئولیبرالیسم ضربه مهمی در آنجا وارد کرده است. 4 نوامبر 2020 ، پنجاهمین سالگرد ریاست آلنده در شیلی است و امروز یک بار دیگر امید می رود که شیلی بتواند همان راهی را برای تغییر تدریجی طی کند که در سالهای آلنده شاهد بود. با این حال ، راه رسیدن به شیلی واقعاً دموکراتیک با عدالت اجتماعی طولانی و سخت خواهد بود و همانطور که تاریخ به ما نشان می دهد ، دشمنان تغییرات پیش رونده تمام تلاش خود را می کنند تا مانع از واقعی شدن شیلی جدید شوند.

نظرات و نظرات بیان شده در مقاله لزوماً منعکس کننده نظرات اسپوتنیک نیست.