محقق می گوید پست سیاست خارجی ایالات متحده در 11 سپتامبر به “شکل از راه دور جنگ در مبارزه با تروریسم” تبدیل شد

امروز نوزدهمین سالگرد مرگبارترین حملات تروریستی تاریخ بشر است – مجموعه ای از حملات هماهنگ گروه اسلامگرای القاعده علیه ایالات متحده.

دکتر روبریک بیگون، مدرس روابط بین الملل در دانشگاه کنت ، کارشناس سیاست خارجی ایالات متحده ، اقتصاد سیاسی بین المللی ، تروریسم ، در مورد چگونگی تغییر حملات تروریستی 11 سپتامبر در سیاست خارجی ایالات متحده و به طور کلی سیاست بین الملل تأمل می کند.

اسپوتنیک: قانون پاتریوت در پی حملات 11 سپتامبر در تلاش برای تقویت شدید امنیت ملی ایالات متحده ، به ویژه در رابطه با تروریسم خارجی ، نوشته شد. آیا تقویت دستگاه امنیتی در ایالات متحده عوارض جانبی داشته است؟

روبریک بیگون: من تصور می کنم که بحث اصلی علیه آن این بود که آزادی های مدنی را به طرق مختلف محدود می کند. اما از نظر روش های خاص تری که در آن بازی می شود ، باید برگردم و دوباره آن را بررسی کنم. من تصور می کنم که بسیاری از تغییرات قانونی که برای اولین بار با قانون پاتریوت اعمال شد ، وجود دارد ، که احتمالاً هنوز هم از طرق مختلف وجود دارد. این به نوعی نشانگر تلاش دولت بوش بود كه آنها مایل بودند آزادی های مدنی را برای اجرای یك رژیم جدید ضد تروریسم در ایالات متحده محدود كنند. در طی بیست سال بعدی یا همین تأثیر بسیار ماندگار داشت. نوعی نگرش عمومی مردم وجود داشت که نوعی تجارت بین آزادی های مدنی و اقدامات مختلف ضد تروریسم در ایالات متحده وجود دارد. به نوعی الگوی آن زمان برای دولت بوش ، بلکه همچنین دولت اوباما ، تا حدی تعیین شده است.

اسپوتنیک: دولت بوش به دلیل مداخله در کشورها و به راه انداختن جنگ های تحت حمایت مبارزه با تروریسم مورد انتقاد قرار گرفته است. به نظر شما سیاست “جنگ با تروریسم” تا چه حد قابل توجیه بود؟

روبریک بیگون: این یک سوال بسیار جالب است ، یک سوال بسیار بزرگ است. من فکر می کنم از یک طرف به اصطلاح “جنگ با تروریسم” حداقل تا حدی یک تلاش واقعی ایالات متحده برای رسیدگی به تهدیدهای امنیتی مرتبط با سازمان های تروریستی فراملی بود. من فکر می کنم این مسئله نیز باید در متن اهداف و اهداف گسترده تری از سیاست خارجی آمریکا دیده شود. شما باید بتوانید جنبه های ضد تروریسم به اصطلاح “جنگ علیه تروریسم” را با موضوعات بزرگتری در ارتباط قرار دهید: قدرت آمریکا ، ژئوپلیتیک قدرت آمریکا ، هژمونی آمریکا و نوع نقش و وضعیت ایالات متحده در سیاست بین الملل به نظر من تا آنجا كه تلاش واقعي آمريكا براي تلاش و مقابله با تهديدات امنيتي ويژه براي سرزمين خود از سوي گروه هاي تروريستي فراملتي مانند القاعده ، توجيه پذير بود. تا آنجا که بیش از این وجود داشت ، من فکر می کنم که شما باید انتقاد بیشتری داشته باشید ، بتوانید این پیوندها را با سایر ویژگی ها ترسیم کنید ، اهداف دیگر سیاست خارجی آمریکا بسیار مهم است ، که به نوعی پیوند من به تلاش ایالات متحده است هژمونی خود را در سیاست بین الملل محکم کند.

اسپوتنیک: درگیری نظامی آمریکا در افغانستان که امروز نیز ادامه دارد ، منجر به طولانی ترین جنگ تاریخ آمریکا شده است. گروه نظامی آمریكا هنوز در منطقه حضور دارد. به نظر شما ، آیا گام درستی برای اعزام نیرو به افغانستان در آن زمان ، در سال 2001 بود؟

روبریک بیگون: آیا موجه بود؟ من فکر می کنم اگر این فرض را بپذیرید که حمله به افغانستان برای جلوگیری از توانایی القاعده در انجام حملات بعدی طراحی شده باشد ، فکر می کنم بله ، این توجیه بود. این سوالاتی را ایجاد می کند که چرا این مدت طولانی ادامه داشته است. اساساً در مورد چه چیزی صحبت می شد ، این واقعیت را که نظامیان آمریکایی بیست سال پس از حملات 11 سپتامبر در افغانستان هستند چگونه تبیین می کنیم؟

اسپوتنیک: در سال 2002 ، دولت بوش همچنین بازداشتگاه گوانتانامو در کوبا را افتتاح کرد. رئیس جمهور پیشین اوباما قول بستن آن را داد اما نتوانست. این شکل از بازداشت جنایتکاران جنگی به دلیل ادعای شرایط غیرقابل قبول و نقض حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است. آیا فکر می کنید اصلاح زندان زندان گوانتانامو ، در صورت عدم بستن ، امکان پذیر است؟

روبریک بیگون: برداشت من این است که اوباما متعهد شده بود که آن را ببندد. به اعتقاد من او قصد داشت آن را تعطیل کند ، اما از کنگره کاملاً فشار آورد و انجام چنین کاری از نظر فیزیکی امکان پذیر نبود. در عوض ، آنها سعی کردند مکان هایی را برای رفتن زندانیان پیدا کنند. این نوعی استراتژی با گوانتانامو بود – اینکه آنها می توانستند همه زندانیان را از گوانتانامو خارج کنند و سپس این مرکز خود را از کار می اندازد. آنها به نوعی در طی سالها و در دوره ریاست جمهوری اوباما با آن پیشرفت کرده اند. تعداد زندانیان در آنجا کاهش یافت و ترامپ در سال 2016 این موضوع را به موضوع مبارزات انتخاباتی خود تبدیل کرد و گفت که افراد بیشتری را به گوانتانامو خواهد فرستاد. من فکر نمی کنم که بتوان آن را اصلاح کرد ؛ فکر نمی کنم منطقی باشد فکر می کنم باید تعطیل شود و خوشحالم که این حرف را می زنم. فکر می کنم عمدتا نمادین باشد. تمرکز دولت اوباما بیشتر از این بود که تروریست های مظنون از طریق حملات هواپیماهای بدون سرنشین یا عملیات نیروهای ویژه به جای بازداشت آنها ، کشته شود. من فکر می کنم ترامپ به نوعی با این روش ادامه داده است. کل مسئله گوانتانامو به اندازه ده یا 12 سال پیش در ایالات متحده برجسته نیست. اما همانطور که گفته شد ، فکر می کنم باید برای اهداف بشر یا بشردوستانه بسته شود.

اسپوتنیک: سیاست خارجی ایالات متحده از زمان حملات 11 سپتامبر چگونه تغییر کرده است؟

روبریک بیگون: مراحل مختلفی را طی کرده است. در سالهای نزدیک پس از حملات 11 سپتامبر ، این دو تحول بزرگ حمله به افغانستان و حمله و اشغال عراق در سال 2003 بود. ، من فکر می کنم شما می توانید آن را “یک نوع جنگ از راه دور” در مبارزه با تروریسم بدانید. این چیزی بود که توسط دولت اوباما حفظ و مورد خشونت قرار گرفت. بنابراین وقتی به دولت اوباما فکر می کنیم ، به استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین ، استفاده از حملات نیروهای ویژه مانند حمله به قتل بن لادن و سایر سیاست های مرتبط با کمک های امنیتی و همکاری های امنیتی فکر می کنیم. اساساً استفاده از پروکسی برای انجام جنگ از طرف ایالات متحده. بنابراین ایالات متحده مجبور نیست نیروهای خود را به جنگ بفرستد. بنابراین تمرکز داشتن تعداد کمتری در زمین ، “چکمه های روی زمین” وجود دارد – این عبارتی است که استفاده شد. من فکر می کنم ترامپ کم و بیش این نوع رویکرد را حفظ کرده است. علیرغم مبارزات انتخاباتی به عنوان این شخصی که قصد داشت سیاست خارجی اوباما را از بین ببرد ، وقتی صحبت از مبارزه با تروریسم می شود ، وی این رویکرد از راه دور را کم و بیش حفظ کرده است. به نظر می رسد ترامپ مانند اوباما نسبت به عملیات بزرگ نظامی خارج از کشور بسیار بدبین است. بنابراین اگرچه سخنان ترامپ در برخی جنبه ها تهاجمی تر بوده است ، اما وقتی صحبت از جزئیات سیاست می شود ، کم و بیش از الگویی که اوباما تعیین کرده پیروی می کند ، که از برخی جهات می توان به دوره دوم بوش پی برد.

اسپوتنیک: جهان از 11 سپتامبر تاکنون چگونه تغییر کرده است؟

روبریک بیگون: مسئله تروریسم به عنوان یک مسئله امنیتی. فقط به ویژه برای غرب ، آمریکای شمالی ، اروپا برجسته نیست. من فکر می کنم ظهور داعش (داعش *) به نوعی چندین سال پیش آن را دوباره در دستور کار قرار داد. اما تصور می کنم تحول بزرگ از نظر سیاست بین الملل بازگشت رقابت بین قدرت های بزرگ بوده است. برای ایالات متحده ، این بدان معناست که سیاست امنیتی خارجی بیش از آنکه در مقابله با تروریسم فراملی باشد ، معطوف به پرداختن به مسائل با روسیه یا پرداختن به ظهور چین است. بنابراین ما به نوعی به تمرکز بر روی رقابت بزرگ قدرت دوباره بازگشتیم و به نظر می رسد امروزه مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.

* داعش (داعش / داعش / داعش) یک سازمان تروریستی است که در روسیه ممنوع است.

نظرات و نظرات بیان شده در مقاله لزوماً نظرات اسپوتنیک را منعکس نمی کند.