دنیای پس از ویروس نیاز به تقویت کننده اقتصادی دارد

نظر

URL کوتاه دریافت کنید

علیرغم معجزات علم مدرن ، جهان پس از COVID-19 به چیزی بیش از یک واکسن نیاز ندارد. اقتصاد جهانی برای بیرون آمدن از سقوط بی سابقه اوایل سال 2020 تلاش کرده است.

مقاله یک نظر است توسط استفان روچ، عضو هیئت علمی دانشگاه ییل و رئیس سابق کرسی مورگان استنلی آسیا. او نویسنده کتاب Unbalanced: The Codependency of America and China است.

مانند یک شناگر که پس از بیرون آمدن از یک شیرجه عمیق در حال نفس زدن به هوا است ، با پایان یافتن قفل ها ، یک بازگشت قدرتمند ایجاد شد. اما بازگشایی پس از توقف ناگهانی به سختی به عنوان بهبود اقتصادی خودپایدار شناخته می شود. واکسن بزنید یا نه ، احتمالاً چشم انداز سال 2021 بسیار چالش برانگیزتر از آن است که یک گزاف گویی پس از قفل شدن پیشنهاد کند.

تاریخ از سایه های طولانی همه گیرهای بزرگ صحبت می کند. اختلالات دائمی در عرضه و تقاضای کل که با تجدیدنظر در هنجارهای رفتاری تقویت شده ، تمایل دارند روند بهبود اقتصادی را به خطر بیندازند. در نتیجه ، اقتصادهای پسا همه گیر معمولاً دچار یک آسیب پذیری طولانی مدت می شوند که بسیار حساس به پس لرزه ها است. بعید است دنیای بعد از COVID-19 یک استثنا باشد.

به نظر می رسد نیمه اول سال 2021 دقیقاً برای چنین عقب نشینی آماده است. جدا از چین ، که نظم و انضباط شیوه های بهداشت عمومی بر انگیزه اقتصادی مقدم است ، موج دوم ترس آلوده به COVID-19 اکنون در دسترس است. این امر باعث ایجاد دور جدیدی از انسداد در اکثر اقتصادهای بزرگ توسعه یافته – به ویژه ایالات متحده ، اروپا ، ژاپن و کانادا شده است. به طور حتم ، این قفل ها به اندازه شدت موج اول شدید نیستند ، اما هنوز هم ممکن است منجر به اخلال در فعالیت اقتصادی شود. و این در حالی است که خریدهای فصلی به اوج خود می رسند – این امر به کمبود واضح فعالیت تنظیم شده فصلی اشاره دارد.

هم برای اقتصاد ایالات متحده و هم برای اروپا ، این افزایش خطرهای رکود “دو برابر” در ماه های آینده است. سناریوی بازگشت کاملاً در تضاد با بهبود V شکل است که به نظر می رسد بازارهای مالی روی آن حساب باز کرده اند. خوش بینی بیشتر به سیاست های نرخ بهره صفر بانک های مرکزی بزرگ بستگی دارد تا رویه های انعطاف پذیر رشد. این ممکن است در نهایت یک جهش ایمانی کاملاً موجه باشد. گرچه پیش از یک سال از آغاز “مصونیت گله” مسیر پیش رو احتمالاً خیانت آمیز است ، من امیدوارم که یک واکسن در نهایت اقتصاد جهان را در مسیر بهبود جهانی قرار دهد.

در عین حال ، مهم است که از دیگر خطرات اقتصاد جهانی غافل نشوید. درگیری های ایالات متحده و چین در بالای لیست نگرانی من است. با تبدیل شدن جنگ تجاری به جنگ فناوری که اکنون نمودهای اولیه جنگ سرد دیگری را به خود گرفته است ، روابط دو اقتصاد بزرگ جهان در یک برهه حساس قرار دارد. چشم انداز پس از همه گیری کاملاً به انتقال از تشدید درگیری به حل و فصل منازعه بستگی دارد. آیا می تواند در سال 2021 اتفاق بیفتد؟

پاسخ بسیار بستگی به تمایل هر دو ملت برای یافتن زمینه های مشترک برای همکاری متقابل و نه تقابل دارد. انتقال رهبری ریاست جمهوری در ایالات متحده از دونالد ترامپ به جو بایدن چنین فرصتی را فراهم می کند. اما انجام آن آسان نخواهد بود. تنش های فزاینده بین ایالات متحده و چین مدتها قبل از صعود ترامپ پیش از آن بوده است. برای تغییر روند تشدید درگیری ، به رهبری ، بینش و شجاعت سیاسی نیاز است. این به چارچوب جدیدی از تعامل بین ایالات متحده و چین نیاز نخواهد داشت. سه بلوک ساختمانی باید تأکید شود:

گفتگو. اجلاس های استراتژیک و اقتصادی دوره ای – چه دو سالانه (در دوره جورج دبلیو بوش) و چه سالیانه (در دوره باراک اوباما) – دستاورد چندانی نداشت. رویکرد بهتر ایجاد دبیرخانه دائمی در یک حوزه قضایی خنثی است که تمام جنبه های روابط ایالات متحده و چین – از تجارت و فناوری گرفته تا سایبر و مردم – را به صورت تمام وقت انجام می دهد. دبیرخانه متشکل از متخصصانی از هر دو کشور ، مسئولیت اشتراک داده ها ، طرح بندی پیشنهادات سیاست های مشترک ، اجرای توافق نامه های مشترک ، انطباق و قضاوت شفاف اختلافات را بر عهده خواهد داشت.

تجارت در عوض ، تمرکز باید به اصلاح اختلافات پس انداز – با پس انداز بیشتر ایالات متحده و پس انداز چین کمتر – به عنوان ابزاری برای کاهش عدم تعادل تجارت جهانی در دو اقتصاد بزرگ جهان باشد. این امر می تواند یک مزیت اضافی و مهم در تقویت اقتصاد داخلی هر دو کشور داشته باشد. همانطور که چین پس انداز مازاد خود را کاهش می دهد ، تقاضای داخلی پشتیبانی جدیدی پیدا می کند – مطابق با تاکید جدید بر “گردش دوگانه” با هدف افزایش مصرف داخلی. به همین ترتیب ، اگر ایالات متحده متعهد به بهبود میان مدت پس انداز داخلی شود ، سرمایه گذاری و بهره وری باید بهبود یابد – رشد اقتصادی بلند مدت ایالات متحده را تقویت کند. چالش های رشد برای هر اقتصادی بهتر است از موضع قدرت ، نه ضعف ، برطرف شود. تصحیح عدم تعادل پس انداز و تجارت برای رفع نقص چنین قدرت اساسی است.

ملاحظات ساختاری در نهایت ، تمرکز حل و فصل منازعات ایالات متحده و چین باید از تجارت دو جانبه به موضوعات اصلی ساختاری مانند حقوق مالکیت معنوی ، انتقال فناوری ، یارانه به شرکت های دولتی و امنیت سایبری تغییر یابد. دستور کار ساختاری ایالات متحده و چین باید پیرامون فرصتهای رشد گسترده باشد که از دسترسی بهتر به بازارهای یکدیگر حاصل می شود. مذاکرات باید در مورد یک معاهده سرمایه گذاری دوجانبه (BIT) به عنوان اصلی ترین وسیله برای دسترسی به بازار مبتنی بر قوانین آغاز شود. این یک رویکرد آزمایش شده برای باز کردن زمان است که هر دو کشور مدتهاست از آن استقبال می کنند. ایالات متحده 42 معاهده را امضا کرده است و چین بیش از 100 BIT در حال حاضر در حال اجرا است.

چنین معاهده ای محدودیت های مالکیت سرمایه گذاری مستقیم شرکت های چند ملیتی را در هر بازار از بین می برد. این مفاد واحد ساختار مشارکت سرمایه گذاری های مرزی را از بین می برد ، و این مسئله پیچیده انتقال فناوری اجباری را از جدول خارج می کند. بدون JVs ، هیچ انتقال چیزی از یک شریک به شریک دیگر. همچنین یک BIT گسترده و قابل اجرا (که اجرای آن زیر نظر دبیرخانه فوق الذکر است) می تواند برای رسیدگی به اختلافات بحث برانگیز در مورد حقوق IP ، یارانه های صنعتی تحت حمایت دولت و امنیت سایبری مورد استفاده قرار گیرد.

ایستادگی در برابر دو کشور پس از سالها افزایش درگیری آسان نخواهد بود. در ابتدا ، ایالات متحده و چین برای بازسازی روحیه اعتماد و همکاری متقابل گام های کوچکی نیاز دارند. اما قدم های کوچک به ماندن در مسیر تخریب کنونی ترجیح داده می شوند. یک اقتصاد آسیب پذیر جهانی ، که زیر سایه طولانی یک بیماری همه گیر ویرانگر دست و پنجه نرم می کند ، به شدت نیازمند رهبری دو کشور قدرتمند جهان است. در دنیای پسا همه گیری جایی برای درگیری قدرت بزرگ وجود ندارد.

این مقاله در ابتدا در سایت The Global Times منتشر شده است.

نظرات و نظرات بیان شده در مقاله لزوماً منعکس کننده نظرات اسپوتنیک نیست.